اطلاعات

چطور ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنیم ؟

زمانی که فکری وارد ضمیر ناخودآگاه ( Unconscious Mind ) شما بشود، کم کم این فکر به سبک زندگی شما تبدیل خواهد شد. اگر بخواهیم واضح تر توضیح دهیم، بعد از ثبت فکر و برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه ، شما کم کم طبق همان فکر عمل میکنید! انتخاب هایتان بر اساس آن خواهد بود و اتفاقاتی هم که برایتان در زندگی رخ می دهد، تثبیت کننده ی همین فکر هستند. اگر با توجه به این مسئله، بتوانید افکار مثبت را وارد ذهن تان کنید و یا افکاری که خلق کننده ی ثروت هستند، می توانید خیلی زود به موفقیت برسید و یا به چیزهایی که خیلی وقت بود دست پیدا نکرده اید، در سریع ترین زمان ممکن به آنها دست بیابید. در ادامه ی این مقاله با ما همراه باشید تا در مورد شیوه ی برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه توضیحاتی را به شما بدهیم.

ضمیر ناخودآگاه چگونه عمل می کند ؟

این ضمیر جایی است که افکار غالب شما در آنجا قرار گرفته اند. اگر بخواهی با مثالی در مورد آن توضیح دهیم، فرض کنید که تازه می خواهید رانندگی را یاد بگیرید؛ زمانی که دست به فرمان می شوید، ترس زیادی در شما وجود دارد و همواره نگران هستید که نکند فلان کار را اشتباه انجام دهید و این کارتان منجر به تصادف شود یا مشکلی دیگر شود. اما با گذشت زمان، کم کم شما تمام مراحل رانندگی را بدون هیچ ترسی انجام می دهید و حتی لازم نیست که به نحوه ی رانندگی کردنتان هم دقت کنید؛ چرا که به این کارت عادت کرده اید و برایتان مثل یک کار معمولی شده است. در واقع این قدرت ضمیر ناخودآگاه است.
شما آنقدر آن کار را تکرار کردید و آن قدر این اتفاق که رانندگی کردن است در زندگی شما افتاد، تا بالاخره افکار مربوط به آن وارد این ضمیر شد و شما بعد از مدتی حتی لازم نبود که به نحوه ی رانندگی کردنتان هم دقت کنید و ضمیر ناخودآگاه تمام کارهای مربوط به رانندگی را انجام می دادید.

برای هر مسئله ی دیگری نیز به همین شکل است و هر رفتاری که از شما سر می زند و یا هر تصمیمی که در زندگی می گیرید، به واسطه ی افکاری هستند که در ضمیر ناخودآگاه تان به ثبت رسیده. اگر بتوانید یاد بگیرید که چطور برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه را انجام دهید ، می توانید به هر آنچه که می خواهید برسید.

ضمیر ناخودآگاه
ضمیر ناخودآگاه

چطور برنامه ریزی ضمیرناخودآگاه را انجام دهیم ؟

اما اکنون سوال اینجاست که چطور یک فکر را وارد این ضمیر کنیم و آن را برنامه ریزی کنیم تا بتوانیم کم کم بر اساس آن رفتار کنیم و تصمیم بگیریم. در ادامه برخی شیوه های کاربردی را به شما آموزش می دهیم که به واسطه ی آنها یک فکر کم کم تبدیل به باور می شود و این باور هم کم کم در ضمیر ناخودآگاه تان نهادینه خواهد شد و شما طبق همان عمل می کنید.

مطلب مشابه :
مراحل یادگیری کوین ترودو

اگر دوست دارید که بدانید چطور برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه را انجام دهید، ادامه ی مقاله را از دست ندهید.

دلایل منطقی برای فکرتان بیابید

هرچه برای فکری که دارید، دلایلی بیاورید که ذهنتان بیشتر آنها را می پذیرید، بیشتر به این کمک می کنید که فکر وارد ضمیر ناخودآگاه شود. پس به دنبال دلایل منطقی باشید و به هر شکلی که می توانید به ذهن ثابت کنید که این فکر درست است و باید انجام شود. حتی یک فکر ممکن است اشتباه باشد؛ اما در زمانی که ذهن دلیل منطقی برای آن بیابد، آن را وارد ضمیر ناخودآگاه می کند!
مثلا افراد معتاد شاید در ابتدا در مقابل کشیدن مواد مقاومت کنند، اما کم کم ذهن شان لذتی که از این کار می برند را به عنوان یک دلیل منطقی می پذیرد و بعد از مدتی می بینید که نمی توانند از مواد دست بکشند؛ چرا که لذتی که از آن می بردند در ضمیر ناخودآگاه آنها ثبت شده و به آنها فرمان کشیدن مواد را می دهد.

پس برای هر فکری که دارید، دلایلی پیدا کنید که ثابت کند این فکر درست است. اگر بخواهیم مثالی برای انجام درست تر این کار بزنیم، فرض کنید که می خواهید افکاری ثروت آفرین را وارد ذهن تان کنید، اما ذهن مقاومت می کند و به شما مشکلات اقتصادی جامعه، فقر و … را نشان می دهد. برای از بین بردن این مقاومت ذهن، باید افکاری منطقی تر پیدا کنید. پس باید به دنبال افراد ثروتمند بروید، کتاب هایی در این زمینه بخوانید و … تا بتوانید بالاخره دلایلی به ذهن تان بدهید که این افکار جدیدتان درست هستند و باید وارد ضمیر ناخودآگاه شوند.

با افرادی که این فکر را دارند ارتباط بگیرید

سعی کنید با افرادی که فکری که شما می خواهید در ضمیر ناخودآگاه تان ثبت کنید را دارند، ارتباط برقرار کنید. هر فرد تحت تاثیر 5 نفر از افرادی است که با آنها ارتباط گرمی دارد. به همین دلیل اگر شما افرادی که در زندگیتان هستند را با وسواس انتخاب کنید و فقط به سراغ کسانی بروید که فکر خاص شما را در سر می پرورانند، کم کم شما هم از آنها تاثیر می گرید و می توانید این فکر را در ضمیر ناخودآگاه تان وارد کنید.

رفتار، نحوه ی تصمیم گیری، نحوه ی برخورد با مشکلات، نحوه ی حل مسائل و تمامی کارهایی که این افراد به واسطه ای فکر غالبشان انجام می دهند، به شما کمک می کند که یاد بگیرید چطور این فکر را تبدیل به باور و سپس یک فکر ناخودآگاه کنید.

کتاب هایی در مورد فکرتان بخوانید

شما باید دلایلی منطقی برای فکرتان پیدا کنید تا بتوانید آن را وارد ضمیر ناخودآگاه کنید و هیچ چیزی بهتر از کتاب نمی تواند به شما در این زمینه کمک کند. به دنبال کتاب هایی از نویسندگانی باشید که فکری که شما می خواهید را در سر می پرورانند. کتاب های آنها بیشترین کمک را به شما خواهند کرد! آنقدر در این کتاب ها دلایل منقطی ذکر شده که نهایتاً ذهنتان مقاومتش را از دست می دهد و خیلی راحت می توانید فکر را تبدیل به فکر غالب کنید.

مطلب مشابه :
چشم سوم - بازکردن چشم سوم و خطرات آن چیست ؟

این کتاب ها را چندین و چند بار بخوانید، به شکلی که حتی آنها را حفظ کنید. چرا که هر بار که مقاومت ذهنی داشتید، می توانید نوشته های کتاب را به یاد بیاورید و از آنها برای در هم شکستن این مقاومت استفاده کنید.

فیلم های مرتبط با فکرتان ببینید

فیلم ها هم تاثیر خیلی زیادی روی ذهن می گذارند. حتماً تا به حال بارها در تلویزیون دیده اید که دیدن ماهواره را برای خانواده ها ممنوع کرده اند! دلیل این کار این است که افکاری که در پشت فیلم نهادینه شده، کم کم وارد ضمیر ناخودآگاه اعضای خانواده می شوند و کاری می کنند که آنها هم به مانند شخصیت های فیلم رفتار کنند و نقش اجتماعی شان را در جامعه به مانند این شخصیت ها ایفا نمایند. حتی زمانی که کودکان در حال تماشای فیلم هستند، اگر دقت کنید میبینید که نام برخی از شخصیت های کارتونی را روی خود می گذارند که این به خاطر همان وارد شدن افکار فیلم کارتونی در ذهن آنهاست.

اگر بتوانید فیلم هایی مرتبط با فکر مورد نظرتان را ببینید، تبدیل کردن این فکر به باور برایتان کاری نخواهد داشت. برخی از سکانس های فیلم ها خیلی فکر شما را تایید می کنند که به شما پیشنهاد می کنیم که حتما چندین و چند بار این سکانس ها را مشاهده کنید.

در کانال ها و گروه های مرتبط با فکرتان در شبکه های اجتماعی عضو شوید

شبکه های اجتماعی اخیراً رشد فوق العاده ای داشته اند و محبوبیت آنها حتی از فیلم و کتاب هم بیشتر است! به همین جهت از آنها غافل نشوید. در گروه ها و کانالهای مختلف که فکری مشابه به فکر شما دارند، عضو شوید و هر روز مطالب آنها را بخوانید. همین کار هم باعث میشود که فکرتان بیشتر تایید شود و کم کم وارد ضمیر ناخودآگاه بشود.

حتی در گروه ها می توانید دوستان جدیدی بیابید و با آنها به صورت حضوری ملاقات کنید و بحث هایی در مورد این فکر داشته باشید. همه ی این ها نهایتاً منجر به پذیرفتن فکر از سوی ذهن می شود و مقاومت های پی در پی ذهن با این کارها از بین خواهد رفت.

نتیجه فکر جدید را از نزدیک ببینید و لمس کنید

فکرتان در مورد چیست؟ آیا فکری در مورد افزایش ثروت مالی دارید؟ آیا فکری در مورد روابط عاطفی فوق العاده دارید؟ آیا فکری در مورد سلامتی دارید؟ هر نوع فکری در مورد هر موضوع خاصی که دارید، به سراغ نتیجه ی عمل به این فکر بروید تا آن را از نزدیک مشاهده کنید و لمس نمایید. زمانی که این کار را انجام دادید، شاید مقاومت ذهن به صورت کامل از سر راهتان برداشته شود؛ چرا که دیگر به چشم می بینید و به گوش می شونید و بهتر می توانید فکر را تبدیل به باور و سپس فکر غالب کنید.

مثلاً اگر فکری در خصوص روابط عاطفی بی نظیر دارید که میخواهید آن را وارد ضمیر ناخودآگاه خود کنید، پس به سراغ کسانی بروید که روابط بی نظیری با هم دارند و زوجینی را از نزدیک ببینید که عاشقانه هم را دوست دارند و یا اگر فکری در مورد ثروت مالی دارید، به سراغ ثروتمندان بروید و آنها و نحوه ی زندگیشان را از نزدیک ببینید.

مطلب مشابه :
روانشناسی چهره یا شخصیت شناسی از روی چهره

در مورد فکرتان تصویر سازی ذهنی داشته باشید

ذهن فرق بین تجسم و واقعیت را متوجه نمی شود. اگر این را قبول ندارید، پس یک لیمو ترش یا لواشک خیلی ترش را تصور کنید و تصویر سازی کنید که در حال خوردنشان هستید. می بینید؟ دهانتان به آب می افتد؛ در صورتی که در واقعیت لیمو ترش یا لواشک وجود ندارد! همین نشان می دهد که می توانید از این روش برای وارد کردن فکر به ضمیر ناخودآگاه استفاده کنید.

نتیجه ای که قرار است از این فکر جدید حاصل شود را بارها در ذهن تان در موقعیت های مختلف تجسم کنید. این تجسم کردن بهتر است همراه با جزئیات باشد! یعنی اگر فکری در رابطه با ثروت مالی دارید، پس کاملاً تجسم کنید که ثروت تان را در چه جاهایی خرج می کنید، چطور سرمایه گذاری می کنید و …!

عبارات تایید کننده فکرتان را با خود تکرار کنید

عباراتی در مورد تایید فکرتان بسازید و آنها را بارها تکرار کنید. به عنوان مثال اگر فکری در رابطه با روابط عاطفی بی نظیر دارید، پس عبارتی مانند من روابط عاطفی فوق العاده ای دارم را بسازید و روزانه هر چقدر که می توانید آن را تکرار کنید. کلام تان تاثیر فوق العاده ای روی ذهن و ضمیر ناخودآگاه تان می گذارد. پس از این تاثیر استفاده کنید و فکر جدیدتان را به واسطه ی آن تبدیل به فکر غالب نمایید.

این عبارات نباید منفی باشند. مثلا نباید بگویید که من روابط پردردسر نمی خواهم یا …! چون ذهن فقط تایید کننده است و فرق بین میخواهم یا نمی خواهم را متوجه نمی شود. وقتی که می گویید روابط پردردسر را نمی خواهم، یعنی روابطی پردردسر را در موقع تکرار جمله در ذهن می پرورانید که این صحیح نیست. پس حتما به شکلی مثبت جملات را بسازید و تکرار کنید تا در نهایت به آنچه که میخواهید برسید و فکر را وارد ضمیر ناخودآگاه کنید.

در رابطه با فکر جدید بنویسید

نوشتن تاثیر خیلی زیادی دارد. حتی در قرآن کریم هم در رابطه با قلم قسم یاد شده. این یعنی نوشتن تاثیر فوق العاده ای می گذارد و اگر در مورد فکری که دارید، دائما بنویسید و ذکر کنید که دقیقاً از این فکر چه می خواهید و …، می توانید خیلی زود آن را وارد ضمیر ناخودآگاه کنید و نتایج را کم کم به وجود آورید.

در داخل نوشتن هم نمی خواهم و … را ذکر نکنید. فقط و فقط بنویسید که چه می خواهید و دوست دارید که به واسطه ی این فکر چه اتفاقی بیفتد تا دقیقا نتایجی را خلق کنید که مطابق خواسته تان است.

با این شیوه می توانید در سریع ترین زمان ممکن افکاری که می خواهید را وارد ضمیر ناخودآگاه تان کنید و زندگی تان را دگرگون سازید. فقط به یاد داشته باشید که همه ی این کارها نیاز به تکرار و مداومت دارند. ذهن خیلی سخت افکار را وارد این ضمیر می کند و شما باید آگاه باشید که با تمرین اندک و کم نمی توانید به خواسته ای که دارید برسید. مثال رانندگی که در ابتدا گفتیم را به خاطر آورید! برای این که رانندگی برایتان تبدیل به عادت شود، نیاز به تکرار داشتید و برای هر مسئله ی دیگری هم به همین شکل است.

موفقیت 98

راهنمایی شما برای درک قانون جذب و رسیدن به موفقیت هدف و وظیفه ماست . ما در اداره این سایت از قوانین موفقیت و قانون جذب بهره میگیریم !

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن